پیامدهای ویرانگر ایران‌ستیزی امریکا در افغانستان


پیامدهای ویرانگر ایران‌ستیزی امریکا در افغانستان

کنت مکنزی فرمانده سنتکام (فرماندهی مرکزی امریکا) گفته بسیار نگران است که ایران “از طریق گروه‌های نیابتی خود در افغانستان” به نیروهای امریکایی و ائتلاف صدمه بزند.
 
او به خبرنگارانی‌ که او را در سفر به افغانستان همراهی می‌کردند، گفته که “روند نگران‌کننده مداخلات شرورانه” ایران را در افغانستان مشاهده می‌کند.
 
مکنزی گفته که شواهدی از افزایش فعالیت ایران در افغانستان دیده می‌شود که خطراتی را متوجه نیروهای امریکا و ائتلاف در افغانستان ساخته است.
 
آقای مکنزی گفته است: “ایران همیشه تا حدی نقش منفی در مسایل افغانستان داشته؛ اما آنها ممکن است دنبال فرصتی باشند تا از طریق گروه‌های نیابتی خود به نیروهای ائتلاف در اینجا صدمه بزنند. بنابراین ما خیلی نگران این موضوع هستیم.”
 
این در حالی است که بعد از ترور سردار قاسم سلیمانی به دست امریکایی ها، کابل از ایران به عنوان “همسایه بزرگ… با مشترکات زبانی، دینی، تاریخی و فرهنگی گسترده” و از امریکا با عنوان “شریک استراتژیک و بنیادین افغانستان” یاد کرد و از هر دو طرف خواست که از افزایش تنش‌ها جلوگیری کنند.
 
افغانستان در آن شرایط بحرانی و دشوار، چاره ای جز این موضع گیری نداشت؛ کشوری که میزبان هزاران نظامی خارجی به رهبری امریکاست و از آنسو در تیررس مستقیم موشک های ایرانی قرار دارد و در ضمن آن، منافعی که از همسایگی با ایران در همه ابعاد اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و حتی سیاسی و امنیتی به دست می آورد، چندین برابر امریکا است، نمی تواند در خصومت ۴۱ ساله ایران و امریکا، طرف واقع شود و دست به موضع گیری های نابخردانه بزند.
 
با این حال، تصور می شود که همه چیز طبق میل و مراد کابل نمی چرخد و در این میان، امریکایی ها رویکرد خصومت بار و خشونت آمیز خود علیه ایران را در افغانستان نیز دنبال می کنند.
 
افغانستان که در طول ۱۹ سال گذشته تا حدود زیادی از تنش های دیرپا میان امریکا و ایران در امان بوده، اینک ناخواسته از سوی امریکایی ها وارد یک بازی پیچیده می شود که نتیجه آن از همین اکنون مشخص است: قربانی شدن به پای منافع سلطه جویانه «متحد استراتژيک».
 
اظهارات کنت مکنزی درباره «نقش همیشه منفی» ایران در افغانستان و نیز «روند نگران کننده مداخلات شرورانه» تهران با استفاده از «گروه های نیابتی» خود در افغانستان علیه امریکا، اتهام های سنگینی است که ممکن است زمینه ساز ورود افغانستان به یک جنگ دوسر باخت شود.
 
این اظهارات در حالی ابراز می شود که به اذعان دولتمردان کابل، روابط ایران و افغانستان همواره پایدار و با ثبات و در عالی ترین سطح بوده و هردو طرف این رابطه نیز از آن منتفع می شوند و راضی اند. افغانستان هرگز نقش ایران را در افغانستان «همیشه منفی» نمی داند و این امریکاست که با نظام ایران، مشکل دارد و وجود آن را مانعی در برابر سیاست هایش برای بلعیدن منابع خاور میانه می داند. بنابراین، بدیهی است که روابط عالی کابل و تهران در همه سطوح، برای امریکایی ها قابل تحمل نباشد.
 
از سوی دیگر، برخلاف ادعای فرمانده سنتکام، ایران در افغانستان هیچ گروه نیابتی مسلح ندارد تا با استفاده از آن علیه امریکا اقدام کند. ایران بارها اعلام کرده است که تنها زمانی دست به اقدام خواهد زد که از خاک کشورهای میزبان امریکا مورد حمله قرار بگیرد؛ چیزی که قویا از سوی کابل، تأکید شده که امریکا هرگز حق ندارد با استفاده از خاک آن علیه کشور ثالث استفاده کند.
 
با این حساب، نه کابل و نه تهران، عزم ندارند بر سر امریکا در برابر همدیگر قرار بگیرند. دو کشور، پیوندهای عمیق فرهنگی و تاریخی و تمدنی دارند و در کنار آن، همسایگان دوست و برادر هستند؛ پس چرا باید ایرانی ها سعی کنند این رابطه ثمربخش را ویران کنند؟ آيا آنها نمی توانند پاسخ امریکا را در جایی دیگر بدهند؟ کاری که با حمله موشکی به پایگاه های نظامی امریکا در عراق کردند.
 
کاملا واضح است که امریکایی ها عمدا تلاش می کنند کابل را در برابر تهران قرار دهند و به این ترتیب، خود از آب گل آلود ماهی بگیرند. برای آنها هیچ اهمیتی ندارد که در این میان، کابل چه هزینه سنگینی برای ورود ناخواسته اش به نبردی نامتقارن خواهد پرداخت. آنها همواره به افغانستان به عنوان یک قربانی نگاه کرده اند؛ چه در عرصه جنگ با «تروریزم»، چه در زمینه صلح با طالبان و چه در حوزه رقابت های منطقه ای و بین المللی با دشمنان شان.
 
در این میان، این کابل است که باید در برابر این پروژه مخوف و مرگبار بایستد و اجازه ندهد که خاک افغانستان یکبار دیگر عرصه تاخت یک ابرقدرت سلطه جو برای ضربه زدن به دشمنانش شود.
 
محمدرضا امینی – جمهور



Source link

Leave a Reply